دلی که از شرکت در رنج و غم دوست غذا میگیرد عشقی می پروراند که از آن چه با خوشبختی و لذتی که از دوست میبرد پدید می آید بسیار عمیق تر و پر اخلاص تر است. زن/177
چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ایست تنها خوشبخت بودن! هبوط در کویر/27
با او از زمین فاصله میگیرم و دست در دست همسفرم سینه ی آسمان را میشکافیم و اوج میگیریم و رنگ ها را همه بر روی زمین میگذاریم و میرسیم تا بدان جا که زمین و آسمان و فضاهای پهناور همه بی رنگ است . شسته از هر رنگی است . آنجا که دیگر زمین نیست . همه آسمان است و آفرینش همه آبی میزند . آنجا که از همه رنگ ها رها شده ایم . انسان بی خود/400
اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست . او جانشین همه نداشتن هاست با مخاطب های آشنا/286.
عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست؛
و آن دوست داشتن است
دوست داشتن از عشق برتر است
و من هرگز خود را
تا سطح بلند ترین قله عشق های بلند ، پایین نخواهم آورد
غریقی در طوفان تنها مانده است
آخرین فریادهای خسته اش را
که تو را می خواند ـ بشنو ، بشتاب ، او را دریاب
همچون شمع که در گریستن خویش ، قطره قطره می میرد
ذوب می شوم و محو می شوم و پایان می گیرم
هر کسی را نه بدان گونه که « هست »، احساس می کنند
بدان گونه که « احساسش » می کنند ، هست
خدایا به هر که دوست می داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است ،
و به هرکه دوست تر می داری ، بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر !
وقتی عشق فرمان می دهد،
« محال» سر تسلیم فرود می آورد